X
تبلیغات
رایتل
‎‎
پنج‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 09:18 ب.ظ

 

زن و مرد  ، عشق و س ک س

 

با فرض مشخص بودن تعریف زن و مرد کمی س کس و عشق رو مرور کنیم :

س کس در معنای عمومی یعنی لذت بردن از لمس چیزی ، وقتی پوست بدن با لمس کردن جایی ایجاد لذت بکنه به نوعی سکس حاصل شده بارزترین جلوه س-کس همین جنگ تن به تن ایه که بین یه زن و مرد بوجود می آد ( البته این صحنه ای که الان تو ذهن شما تولید شد احتمالا لحظات آخر این جنگ بود ) چراکه همین رفتار اصولا با قربون صدقه رفتن و ماچ و بوسه و نجوا نیایش و لمس نوازشی آغاز می شه ( اسلو موشن تصور کنید ) این رابطه با روش درستش اینقدر نرم و آروم واینقدر با لطافت و ملاحظه شروع می شه که اصلن کسی باور نمی کنه به اون داد وهوار و آخ و اوخ ، خیس عرق شدن ، بلند کردن وزمین زدن ، زمین خوردن و مچاله شدن پایانی ختم بشه تا جایی که وقتی کاملا تموم می شه نتیجه این جنگ می شه پیروز- پیروز یعنی هردو طرف ، جنگ رو بردن ( یادمون نره که برد - باخت یا باخت - برد تو این جنگا عواقب خطرناکی داره ) نیرو جنگ افزار و انرژی که تو این نبرد الهی ! صرف می شه بعضی وقتا اینقدر زیاده که طرفین رسمن بی هوش می شن البته این در نوع فرد اعلی و درجه یکه س ک سه ( آخه وقتی دو نفر عالق! و باغل! آگاهانه به جنگ میان اگه الهی نیست پس چیه ) 

اما لمس کردن پوست با پوست کمی فراتراز اینم می ره مثل وقتی که مادری بچه شو تو بغلش می گیره می بوستش و صورتشو با چشم و صورت مالش می ده یا انواع نوازش های پدرانه و مادرانه روی فرزند بازتولید یه حس لذتی میکنه که تو دایره حس مادرانه و در نهایت س کس قرارمی گیره اما دامنه اون بازم گسترده تره تا جایی که شما وقتی روی بعضی سطوح مثل مخمل دست می کشین اتفاق میافته یا خیلی چیزای مشابه ، یه چیزجالبتر! میگن پدری که لحظه بای از دنیا ، دوست داره درآغوش فرزند بزرگش باشه اینم منشاء س کس داره ... حالا

اونچه که مشخصه مرکزسک س در بدن و جسم افراده و هر نوع س کسی سرانجام وقتی اتفاق می افته که لمس شدن یا لمس کردن داشته باشه ، اگر زبان جسم رو خوب بلد باشیم  یک گام جلوتریم (هوش جسمی تونو پرورش بدین ! ) یه س ک س دلخواه ، مقدماتی داره که باید طی بشه مثلن ؟؟؟؟؟ نگاه کردن بهم دیگه ؟! لو دادن تو حرفا ؟! بکار بردن واژه هایی که بار خاص داره ؟! خطاب کردن و صدا زدنی که توش حس سکسکه موج می زنه ؟! و ..... ببین بازم برو جلوتر مقدمات یه سک س خوشایند و پایدار و همیشه تازه ! بازم پیش تر از ایناست   کجا ؟  آها !  یه دوست و شریک جنسی وقتی به اوج قله این ماجرا دست پیدا می کنه که فضایی کاملا آروم و خیالی صد درصد آسوده و آرامشی کاملن واقعی داشته باشه خصوصن خانم ، اگه یه زن اینارو بدست نیاره محاله بتونه شریک خوبی باشه چون خودش نتونسته آماده بشه ، ذهن یک زن در س کس باید به نقطه مطلوب برسه اون نقطه کجاست و چطوری باید بهش دست پیدا کرد ؟ این سوالیه که راز موفقیت شادابی و جوانی حاصل از س کس رو فاش می کنه .... خب ؟!   ..... حالا ببینید چه چیزایی باید مقدمه بشه ، من نمیدونم اون مقدمه رو شما دوست داری چه اسمی روش بذاری ، اینش مهم نیست مهم ساختن اون فضا و مقدم چینی اونه من اسم اون مقدمه رو عشق می ذارم شما هرچی دوست دارین بذارین ، سک س ،شریک شدن درخصوصی ترین مسایل جسمیه دیدن جزییات بدنی و مخفی ترین نقاط بدن همدیگه ، کی می تونه اینکارو بکنه ؟چه کسی اجازه داره به این جا برسه ؟ دادن اعتبار و مجوز ورود به پشت صحنه ها چیه ؟ شما  تن در اختیار چه کسی می ذارید ؟ اگر کسی باشه که شما رو در معرض تشعشعات و امواج فکری تحت تاثیر بذاره ، اگه امواج مغناطیسی شما در میدان مغناطیسی امواج فکری کسی با آرامش و خوشایندی دلنشینی قرار بگیره وقتی به اون فکر می کنید روح تون پر بکشه ریلکس بشین مست کنیدو خلسه ای و لقوه ای ! بشین ، با دیدنش خون تو رگاتون جتی حرکت کنه و کم کم حس خوب و مثبت اوهم نسبت به شما ابراز بشه پس ازمدتی بهش اعتماد می کنید  .. نمی کنید؟!  اگه این حس نباشه چطور ممکنه زنی درآغوش کسی آروم بگیره یا مردی از دامنی به معراج بره !! اون مغناطیس فضا می خواد ، باید زمان و مکان و شرایط رو در اختیارش گذاشت حسی که دراون بدون کوچکترین واهمه ای از گذشته هات بگی ازرنج هایی که بردی از دلخوریها از زمانه از ترس هات بگی از دغدغه هات از چیزایی که یه عمره تو دلت سنگ شده و می خواستی با عزیزتراز جانی درد دل کنی روحتو بهش تکیه بدی و درآرمش کامل از همه چیزدرونت ( اونی که شناختی ) بگی از ظریف ترین رفتاری که اگه با تارهای وجودت وَربره ترو از کوک می ندازه و کوچکترین حرفی که بند دلتو پاره می کنه ، از غصه هات بگی ، ازآینده ، از فکرایی که برای خودت و اون داری دستشو بگیری واونو به خصوصی ترین گوشه های روحت ببری نشونش بدی به جاهایی که حتی خودت هم نتونستی به تنهایی واردش بشی به دالان ها و اتاق هایی که درش هرگز باز نشده ازون بخوای ببینه نگاه کنه اگه لازم بود چیزی بگه دلداریت بده امیدوارت کنه وقتی داری اونو بدوبدو ازین گوشه به اون کنج ازین طرف به اون طرف می کشی نه زمان رو بفهمین نه مکان رو اصلا کجا هستین و الان کیه ؟ شبه یا روزه ، همه چی تعطیل ! هیچ چیزی جز در اون حال و دراون لحظه بودن ، قابل درک نباشه تمام هوش و خرد و حواس پنجگانه فقط و فقط مال تو و اون باشه اختصاصی ِاختصاصی اونهم با تمام اشتیاق و ذوق و همدلی پا به پات بدوه و لذت ببره ازین اعتماد تو ازین مهمونی و پذیرایی ویژه ازینکه چقدر تو بهش اعتبار دادی و چقدر دوستش داری چقدر برات باارزش و آرمانیه و همینطور تو برای اون .... خب اینو من میگم عشق ، دوست داشتن گسترده ای که بی کرانه است و ژرفای زیادی داره البته این عشق بعد از اون جرقه زدن بوجود میاد ( جرقه ای که آدم و حوا موقع دیدن هم زدن ) حالا با این حساب س کس باید دوره مقدماتی بسیاردقیقی رو طی کنه تا کیفیت عالی و اثربخشی داشته باشه بنابراین هر چقدر این فضا کامل و آرمانی تر باشه کیفیت اونم بالاتر می ره و برعکس اساسن مفهوم تجاوز ازهمین نقطه قابل بررسیه دست بردن در حریم جسمی کسی 1- بدون گرفتن اجازه 2- بدون صرف زمان لازم 3- بدون صرف انرژی کافی و از همه مهمتر بدون رسیدن به اون فضای اختصاصی و یگانه است حتمن نباید تو آسانسور و گل و گوشه باشه حتی ممکنه زن و شوهری سالها در حال تجاوزکاری و بی ناموسی باشن !  ( بسه دیگه ! مُردم ) بقییش باشه برا بعدها

 

 سه نکته مهم

 

اولی :  اینایی که گفتم حاصل تحقیقات ، تجربه و یافته های شخصیه منه

دومی : وقتی می گن فلان موضوع علمیه یعنی یا باید با اصول ریاضی ثابت بشه یا در آزمایشگاه بدست بیاد پس با این تعریف رواشناسی و جامعه شناسی علم نیستن و فقط بر پایه آمارحرف می زنن آمار هم از تحقیقات بدست میاد بنابراین برای آدم ها و احساسات اونا هیچ وقت یک قانون یکتا وعمومی وجود نداره دست کم تا حالا بدست نیومده حتی در مورد بدیهی ترین رفتارهای غریزی مثل خوردن و آشامیدن قانون ثابتی نیست که همه آدما دراون یکسان باشن اما با تحقیقات و آمار بدست اومده می شه انحراف معیار رو کمتر کرد می شه به سمت بهتری رفت می شه خیلی از رفتارها رو آرایش کرد بدون شک می شه به یافته های بهتری رسید و در وقت و انرژی صرفه جویی نمود بااینحال هیچ تضمینی وجود نداره که نتایج یک کنش و رفتار برای همه  حتمن یکسان باشه

سومی الان یادم افتاد در راستای اون تجاوزه : یه دوست باحالی داشتیم خیلی با تربیت ! بود یه روز توخونشون جمع بودیم باباش بیچاره گناهکار شد یه چیزی رو بد موقع مطرح کرد پسریه ذلیل ناغافل گفت برو خوارک و س ه یه عمره داری ننمو می کنی هیچی بهت نگفتم .... مرد بیچاره هزار بار مرد و زنده شد !  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo